مخابرات ما
خبرگزبری مخابرات ما

معجزه زندگی دیگران باش-2

مخابرات ما- کسانی که می خواهند معجزه زندگی دیگران باشند و به دیگران کمک کنند این مطالب را دقیق تر بخوانند!

 

(زمان وقوع حوادث به گذشته برمیگردد, تمامی اعداد ارقام, نشانه ها  و مبالغ برای درک بهتر به تاریخ روز تبدیل شده است.)

مخابرات ما – در رسانه ای کار میکردم که به حسب مسئولیت اجتماعی اش از مشکلات با خبر می شد.از همان زمان زبانم و قلمم به اختیار خودش نبود …

خلاصه ای از یک مشکل اجتماعی را  به روزنامه ها دادیم.صبح اول وقت روی میز دکه ها بود. مشکل مربوط بود به کارمندان-کارکنان-کارگرانی که در شهری محروم از خراسان بزرگ هر ماه 500 هزار تومان حقوق می گرفتند.از مدیر آن مجموعه بزرگ , گسترده در کل کشور پرسیده بودم:شما با این حقوق می توانی زندگی کنی؟

همان روز. شب ساعت 12.

تلفن زنگ خورد. … “من … هستم مدیر عامل شرکت …. که شما از اون مطلب نوشتین.”

بعد ادامه داد :”من فردا صبح اول وقت از تهران راه می افتم میام خراسان- ..  شما هم لطفا از اون ور راه بیفت بیا بریم اون شهر ببینیم چه خبره!”

چی؟! فردا صبح؟! مگر من بیکارم!؟ مگر من زندگی ندارم؟!

این اولین برخوردهای ما با هم بود.برخوردهای بعدی صمیمانه تر شده بود.اما او ول کن نبود!

گفت:”ببین! یه مطلب نوشتی که من بعنوان مدیر  این شرکت امشب خواب به چشمام نمیاد!میخوام برم ببینم چطور میشه به یه کارمندی به یه کارگری 500 هزار تومن حقوق بدی و اون زندگی کنه …. ببین! من همه جلساتم رو کنسل کردم! موضوع برام مهمه! … اگر حرفت درست باشه من بیچاره, جواب خدا رو چی بدم …..”

با ته لهجه اصفهانی زیبایش, حرفهای دیگری هم زد! دقایقی دیگر هر دو بغض کرده بودیم و نمه های اشک روی گونه هایمان می لغزید!

خراسان بزرگ بود!بزرگ!

فردایش من از شهر خودم آمدم! او هم از شهر خودش!

در پایان آن روز, هر دو در اتاق هتل نشسته بودیم.چنان بغض کرده بود که بنظر می رسید یکی از عزیزانش فوت کرده!

فقط گفت:”ازت تشکر میکنم پسر! … ازت تشکر میکنم …! اگر تو نبودی من  متوجه اینا نمی شدم و جوابی برای خدای خودم نداشتم!”

من اصلا به پایان داستان اشاره نمی کنم.شما هر پایانی دوست دارید برای آن بنویسید!

آن مدیر پایان داستانش را نوشت!زیبا هم نوشت! شما هم اگر مدیری پایان داستان خودت را بنویس اگر کارمند-کارگری پایان خودت را!
…..

این داستان دیروز دوباره برایم تکرار شد! … دوست مدیرم با من تماس گرفته می گوید:”آخه من مدیر شرکتی باشم که کارگرش در پایان ماه 500 هزار تومن حقوق می گیره؟! … چطور تحمل کنم؟!”…

نه می گویم که بود! نه می گویم کجا بود! نه می گویم چه می کند! نه می گویم …..!

…..

اما مدیران مخابرات بویژه در استانهای … خوب بخوابید عزیزان! کارگران شما, اکثرا 500 هزار تومان حقوق می گیرند! … آسوده باشید تا خدای مهربان پایان داستان شما بنویسد اگر خودتان ننویسید!

 

 

 

 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بارگزاری فایل: