ad
چهارشنبه/ ۰۵, اردیبهشت ۱۳۹۷
حرف تازه :
در مخابرات
ad
ad

مقاله های مرتبط

4 نظر

  1. 1

    ناشناس

    دور زدن ممنوع

    یادم نیست این شعر را کدام شاعر پدر آمرزیده ای گفته . همان که ، یکی از مصراعهای آن است. که ، آنچه به جایی نرسد فریاد است .این شعر مصداق همه آن چیزهایی است که امروزه ما با آن در تکاپو و یا به عبارت دیگری دست به گریبانیم.
    یا پشت گوش خیلی ها فراغ است و یا قسم یا عهدی را بستند که به نامردی و به نا مردمی وفادار باشند .
    از همه چیز خسته ام، همه گواهینامه پایه یک گرفتند و پیشرفت کردند و ماشین قراضه شان را با تمام خاطرات تلخ وشیرینی که داشتند ، با دست خودشان به محله اسقاط ماشینهای فرسوده دادند و یک ماشین زرد قناری خوشکل مثل یک ماشین عروس گلکاری شده و ناز به خانه آوردند .
    به ما که رسید بقولی همه اینها شایعه شد . به ماکه رسید بانکهایی که مجری وام بودندحسابهاشان بسته شد پولها ته کشید و تمام شد . این ماه را با ماشین قراضه مان به ماه دیگه رسوندیم و همه ماههارا به سال و…فریاد زدیم ای بابا ،یکی به داد ما قشر راننده جماعت برسد .
    قول و وعده بسیار دادند ولی همان شاعر پدر آمرزیده گفته که از هزار وعده خوبان یکی … بله به وعده و قول خوبان اعتمادی نیست .حالا چرا این جماعت را خوب توصیف کرده، به نظر میرسد که ،آنهم از داغی بوده که به دل شاعر مانده و منظور شاعر یار بوده نه، یارنماهای دروغین. تا حالاشده برای دور زدن شما را جریمه کنند ؟ باورتان نمیشود . بارها برای دورزدن بیجا جریمه شدم ولی این دور زدن با آن دور زدن ها .متفاوت بود .چطور .بخوانید و بشنوید.
    از بی عدالتی که توی اداره رواج داشت به ستوه آمده بودم . تصور اینکه یک امتیاز خیلی عالی که با چقدر کاغذ بازی و چقدر سفارش و زحمت نماینده های دوره های قبل برای زیر ساخت یک شهر برنامه ریزی شده بود و به نتیجه رسیده و مردم بدون آنکه لمسش کنند استفاده اش را میبرند وحالا به خاطر بی کفایتی مدیرهایی عقده ای ، که زمان بازنشستگیشان میخواهد همه چیزرا نابود کند به تنگ آمدم . چکاری میتوانستم بکنم . هر روز که دردودل بخش خصوصی هایی را که با ماهی دویست هزار تومان و به خاطر بیمه شدنشان تحمل هزارجورتحقیررامیکشند. وپیمانکارشان که هرماه ساعت کاریشان را کمتر و کمتر میکند، تا از آنطرف پول بیشتری را به جیب بزند.و کارگرهای با مرام که همه این سختی ها را برای این تحمل میکنند که شرمنده زن و فرزندشان نباشند. تا وقتی زنهاشان توی کوچه با زنهای همسایه مینشینند و از هردری سخنی میگوینند، به خودشان ببالند که زن یک مرد فنی و کارمند فلان اداره هستند. تا با غرور بگویند که آقایِِِِمان رفته اداره و….. . تا بچه هاشان با غرور از پدر همه فن حریفشان حرف بزنند. بیخبر از اینکه بابا فقط سه ساعت یا چهار ساعت اداره تشریف دارد . و بقیه روز را ….
    خدایا به عدالتت سوگند که شکی در تعادل آنچه پیش خواهد آمد ندارم ولی صبر بندگانت را هم در نظر بگیر .
    دو یا سه ماه حقوق عقب مانده دارند . جمع میشوند . تا با هم پیش رییس بروند و از این وضع و این نابسامانی شکایت کنند . خوب پیش میروند . رییس هم قول میدهد . خوب، برای او بد نشد. رییس را میگویم . ایندفعه بیشتر کارفرما را میدوشد نه برای کارگرها، برای خودش . کارفرما هم شیر میدهد، البته برای رییس . چون هرچه رییس بدوشد جبران میشود ولی کارگرها نه . کارگر اگر انگیزه کارکردن را ازدست بدهند . مشکلی برای کارفرما پیش نمیآید،رییس جبران میکند ومثل همیشه صورت وضعیت را امضاء میکند . حال جمع شوید ، ببینیم برد، با چه کسی هست.؟
    من چرا جریمه شدم ؟چون دور زدم . ودر یک روز خوب که فکر میکردم میتوانم جوابی برای نگاههای بیرمق و ناامید این دوستانم که هرصبح با سلامی بلند وگرم صبح بخیرشان میگویم ودردرون وجودم ،ازخودم،ازآن خود خداییم، راضی باشم که، بله، به مدیرعامل عزیزمان گفتم که بین رییس کارفرما و کارگرچه میگذرد. میدانم به تمسخر میگویید که،
    میدانم به تمسخر میگویید که، این را همه میدانند که رابطه بین این سه گروه چگونه است . خوب، من فرض براین گرفتم که شاید بعضی ها نمیدانند. چون مسئولیت از زمانی شروع میشود که بدانی . بتوانی و….. .و گناه انجام ندادن اززمان دانستن شروع میشود. از زمانی که بدانی ، بتوانی، و انجام ندهی.
    چشمتان روز بد نبیند. مثل هر روز پس از سلام و صبح بخیر گرم و بلند همیشگی، در دل ، لذت کار خودم را میبردم که ، رییس را دیدم که بالای پله جلودرب اطاقش ، اینطرف و آنطرف میرفت . هرچه کردم دزدکی وارد اطاق کارم شوم نشد . از پشت سر آبدارچی اداره بود که با صدای بلند گفت مهندس….. آقای رییس کارت دارد و همین برای برگشتن او بطرف من کافی بود .
    با صدایی که غضب و حتی فحش و چه بگویم که از آن لحن کلام چه تراوش میشد.، گفت .حالا کارت به جایی رسیده که مرا دور میزنی ؟ نشانت میدهم دور زدن من یعنی چه ؟ کاری کنم که خودت کیف کنی . فکر کردی آقای مدیرعامل حرف من را قبول میکند یا تو بزمچه را؟ فکرکردی مرا، من. من را با ……
    دیگر اصلا نمیشنیدم او چه میگوید .فکرم،مغزم ،چه بگویم، کرخ شده بودند . شیطان وسوسه ام میکرد که بیست و چند سال کار، بقولی شرافتمندانه ولی تحقیر آمیز را یک طرف بگذارم و صورت رییس را طرف دیگر .ولی ، نه .نه ،خویشتن داری بهترین کار بود . چون همیشه دوستی قائله را با کشاندن رییس به اطاقش پایان داد. چه پایانی که، جریمه دور زدن در رانندگی پس از نوشتن جریمه تمام میشود ولی تبعات اینگونه دورزدن ها خدا میداند چگونه پایانی داشته باشد .پناه بر خدا.

    پاسخ
    1. 1.1

      سردبیر

      دلم میخواست نوشته شما را مستقل در صفحات سایت (البته روزهای آینده) منتشر کنم ولی با خودم گفتم شاید ناراحت شوی.این ایام ارزش دلخوری ندارد.
      با خودت میگویی هم کامنت منتشر شود هم مطلب در صفحات اصلی؟
      نه دیگه!
      مزه نداره اون موقع.

      پاسخ
      1. 1.1.1

        طهمورث

        سلام . نوروزتان مبارک . ممنون که دل نوشته این حقیر را قابل دانستید . همه مخابراتی های شهرستان ما با سایت شما آشنا و با آن مانوس هستند. از زحمات شما ممنون و سپاسگذاریم.

        پاسخ
        1. 1.1.1.1

          سردبیر

          طهمورث عزیز
          سایت ما؟ نه جانم! سایت خودتان! مال بد بیخ ریش صاحبش.
          این سایت همه ماست. همه ما.
          خوشحالم که این ستین توانسته است دوستانی مثل شما و همکارانتان داشته باشد.
          ایکاش اسم شهرتان را می نوشتید.

لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق است به مدیر سایت, ***** هرگونه کپی برداری از مطالب بدون ذکر نام سایت ممنوع است.