مخابرات ما
خبرگزبری مخابرات ما

سردبیر سلام می کند- آقا به سوی شما شکوه می کنیم

مخابرات ما (سردبیر )- حال دلمان این روزها عجیب ابریست . باران اشک هر روز به پهنای صورتمان باریدن می گیرد…یعنی کسی نیست که به سوی او شکوه وشکایت از این دهر ناجوانمرد ببریم؟

هر سال در این ایام گوشه ی حرم امام رئوف سر به دیوار می گذاشتیم و برایش درددل می کردیم .امسال اما کمتر امکان حضور در حرم امن ایشان را می یابیم اما دردناک تر از همیشه ندبه می کنیم غمگین تر از همیشه ناله می کنیم و سوزناک تر از همیشه شکایت به محضر ایشان می بریم .

آقا جان تنهایمان نگذارید..

یا نور الله فی ظلمات الارض ..از ظلمت و تاریکی این دنیا و ما فیها و از شدت تنهایی و اندوه به سوی تو شکوه می کنیم….

از ظلم و جور جباران زمان به سوی تو شکوه می کنیم

از بیماری و ناتوانی به سوی تو شکوه می کنیم

از سفره های خالی و کمرهای شکسته به سوی تو شکوه می کنیم

از مصیبت های هر روزه به سوی تو شکوه می کنیم

آقا جان اشکوا  الیک

اشکوا  الیک

اشکوا الیک

بغض آورده ایم، درد آورده ایم، زخم آورده ایم

پناهمان ده، ای زهر چشیده زخمی

 

ممکن است دوست داشته باشید
2 نظرات
  1. بازنشسته می گوید

    ……………..خرم ان سر که از چشمه حق. جرعه ابی زمحبت بنوشید وبرفت. …ور نه هر چشم نهان بین داند. که در این دایره از روز ازل. ….اندر این دایره سرگردان است

    1. سردبیر - مخابرات ما می گوید

      دوست خوبم
      چرا باید ما همیشه از یک طرف پشت بام بیفتیم پایین؟
      چرا ما نباید اندازه نگه داریم؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بارگزاری فایل: