مخابرات ما
تم مجله نهایی برای وردپرس.

سردبیر مهمان داشت.

مخابرات ما (سردبیر) – روز گذشته به محض خروج از آسانسور دیدم کسی منتظر من است! تا بحال او را ندیده بودم ولی رفتارش نشان می داد که آشناست و قبلا احتمالا تلفنی با هم صحبت کرده ایم.

این سردبیری همینش بد است! دیگران می دانند با چه کسی حرف می زنند ولی تو هیچ نمی دانی.

مهمان من از همکاران خوب استانها بود.او عضو شورای کارگری استان مازندران بوده و دراین امر بسیار هم پر تلاش است. وقتی خودش را معرفی کرد و گفت “احمدی هستم!” تازه یادم آمد که چند باری با هم تلفنی صحبت کرده ایم.

بعد از چند روز غیبت سر کار آمده بودم مدت زیادی هم نتوانستم دوام بیاورم ولی دلم میخواست با تمام انرژی با مهمانم برخورد کنم.

او گله های زیادی داشت بقول خودش برای گفتن انتقادهایش آمده بود.هیچ اشکالی هم نداشت.برخی داشته ها را وقتی درکش میکنیم که نباشد.

بزودی در غیبت مخابرات ما شاید جای خالیش حس شود.

بگذریم.

حرفهای مختلفی زده شد.او بار دیگر تمامی موارد اختلاف کارکنان با مخابرات را برشمرد:

  • مشکلات Hr زیانی که این سیستم با اجرای ناقص به کارکنان می زند.
  • تقسیم نامناسب پاداش های استانی
  • مشکلات ایثارگران و امتیازاتی که در کشور اجرا می شود اما مخابرات اجرایش نمی کند.
  • بحث جانبازان در کنار ایثارگران و البته جدا از آ«
  • تبدیل صندوق بیمه و کارکنان مظلوم و بدون حامی
  • بهبود شرایط صندوق ۶ در صد

ضمن اینکه ایشان معتقد بود : “درست است که مهندس صدری فعالیت های خوبی انجام داده, ما مشکلاتش را نیز درک می کنیم , اما معتقدیم همین شیوه اجرا و پیشبرد کار را نادرست می دانیم.”

مثلا اعتقاد داشت :”آیین نامه استخدامی و حقوقی سال ۸۹  را بعنوان یک سیستم یک پارچه می دانیم. لذا نباید تکه تکه شود. نباید بخشی از آن اجرا شود .بلکه باید این سیستم را یکپارچه اجرا کنند.”

جلسه بعدی شوراهای استانی احتمالا اواسط مهرماه برگزار خواهد شد., ایشان خبر برگزاریش را نیز به ما داد.

حرف آخر ایشان این بود که:

  • هدف اول ما پایداری شرکت است.اگر شرکت مخابراتی نباشد نمی تواند چیزی به ما بدهد.
  • هدف دوم رسیدگی به امور مردم است.
  • در کنار اینها رسیدگی به وضعیت کارکنان.

حرف های اصلی ما این بود.در کنارش حرفهای حاشیه ای هم مطرح شد مثل وضعیت مهمانسراهای مخابراتی و ….

حرف زیاد بود. چند ساعتی گفتگو ادامه پیدا کرد ولی همیشه خداحافظی پایان یک همراهی است.

بهر حال شنیدن طبقه بندی مشکلات کارکنان همیشه برای ما غنیمت است.بویژه اینکه کسی زحمت بکشد به دیدن شما بیاید و ترسیمی از جامعه هدف شما را برایتان بازگو کند.

موارد دیگری هم بود.انتظاراتی که از سایت دارند و حرفهای یک سردبیر که باید نوشته ها و دیدگاههای یک جامعه حداقل با ۴۰ نویسنده را جمع کند.

البته اینکه از مخابرات ما انتظار یک کار حرفه ای داشته باشند نشان می دهد تلاش ما دیده شده, اما در عین حال به ایشان اشاره کردم که سایت بزرگ شده است! برخی از اعضای این بدن خیلی رشد کرده بخشی کمتر. مثلا تعداد خوانندگانش در کل کشور دهها هزار نفر شده است اما قلب توان رساندن خون به همه اعضا را ندارد.اینکه همه در کناری بنشینند و فقط انتظار داشته باشند با ماهیت کاری ما جور در نمی آید. شاید یک باتری کمکی بتواند به آن کمک کند. و …. از این حرفها زیاد بود نوشتنش هم دردی دوا نخواهد کرد.

اما باید همه بدانید اینجا میدانی است که هر کسی میخواهد و می تواند باید بیاید کار کند حداقل کمک کند!

در بخش های آینده از محتوای گفتگو استفاده خواهیم کرد انشا الله.

سردبیر همیشه از دیدن دوستانش, اعضای خانواده بزرگ مخابرات, و خانواده کوچکتر مخابرات ما خوشحال خواهد شد و قطعا مو به مو,گفته های شما را یادداشت خواهد کرد تا در حد توانش به آن عمل کند.

  1. محمد از همدان می گوید

    هوالحق
    آنها که دام برگذر صید می نهند / اندیشه کی کنند ز مرغ شکسته بال؟
    در راه عشق بعد منازل حجاب نیست / دوری گمان مبر که بود مانع وصال
    آنجا که یار پرده عزت برافکند / عارف کمال بیند و اهل نظر جمال
    خون قدح به مذهب مستان حرام نیست / کز راه شرع خون حرامی بود حلال
    خواجو اگر بعین حقیقت نظر کنی / وصلست در جدایی و هجران در اتصال
    با سلام خدمت سردبیر محترم
    نمی دونم چرا این شعر خواجوی کرمانی با این عکس های شما و این مهمان عزیز در ذهن من قرابت خاصی رو شعله ور کرد.سردبیر جون غصه نخور . فدای ناراحتی هات…
    این نیز بگذرد…
    یه چند روزی به خودتون استراحت بدید و تشریف بیارید همدان شهر ما در خدمتتون باشیم. شاید بتونیم الطاف و لطیفه های کار های بی نظیر ئ اخبار معجزه گر شما رو قدر بدونیم و جبران کنیم.
    از سال ۹۲ که قرار بود بیایم مخابرات تا الان من همیشه به سایت شما سر زدم و خوشحال هستم که چنین رسانه ی معظم و سردبیر گلی داریم.
    فدای مهربونی هات بخند و یه عکس با لبخن برامون بذار تا ما هم از خوشحالی شما خوشحال بشیم.
    دوستدار شما م.مر

    1. سردبیر می گوید

      محمدم.
      قربون مهربانی هات.
      اشک منو در نیار دیگه.دوستتون دارم
      اگر همه چی عادی بود الان در همدان بودیم.
      واقعا تصمیم بعدی مون همدانه.ولی فعلا سخت شده دیگه قربونت …

  2. نیروی شرکتی خدمات اول از تبریز می گوید

    سلام چرا ازطبقه بندی خبری نیست بخد راست میگن همکاران شرکتی با حقوق ۱۴۰۰ نمیشه زندگی رو گذروند این طبقه بندی و.افزایش حقوق شرکتی ها و حمایت از اونا خیلی خیلی واجب تر از رفاهیات رسمی هاست چون شرکتی انتظار دارند بتونن نون بخور نمیری به خونه ببرن و رفاهیات و تفریح و گردش در مراحل خیلی بعد تر هست لطفا خبری بزارید ببینیم چی شد.

  3. همکار رسمی می گوید

    سلام به شما سردبیر عزیز و دوست داشتنی . برادرم عزیزم درعکس یک نوع غمگینی در چهره شما میبینم . فکر می کنم این ناشی از مسوولیت پذیری شما در قبال حق و حقوق همکاران در شرکت مخابرات می باشد. شما فوق العاده هستید بدون هیچ چشمداشتی ریسک دفاع از حقوق همکاران را به جان خریدید و می دانیم چه مشقتهایی را به جان خریده اید و این کار باعث شده شما از لحاظ روحی و جسمی کمی صدمه ببینید البته اجر شما با خداوند قادر متعال است ما که هر گز نمی توانیم محبتهای شما و کار شما را جبران کنیم. . سایه تان مستدام باد . دوستدار شما همکار رسمی در شرف بازنشستگی .

    1. سردبیر می گوید

      سلام
      دوستتون دارم
      از دقت نظرتون بی نهایت ممنونم.
      اگر یک ذره احساس میکردم کسی رو نگران میکنه عکسهاشو منتشر نمی کردم.
      برداشت شما کاملا درسته

  4. قراردادی که شرکتی شد می گوید

    ای هیچ ز بهر هیچ بر هیچ مپیچ

  5. ایرن می گوید

    سلام سر دبیر
    تو رو خدا پیگیر طبقه بندی باشید چه خبر ؟
    چرا دیگه خبری تو سایت نمیزارید
    یه خبری هم برا بچه های شرکتی بذارید

  6. همکار شرکتی می گوید

    سلام آقای سردبیر چرا هیچ خبری از طبقه بندی نمیزاری خودتون گفتید طرح لغو نشده!!!
    چرا هیچ خبری از اجرای طرح نیست ؟؟؟؟؟
    چه زمانی اجرا میشه واقعا ما نیروهایه شرکتی زیر خط مرگ زندگی میکنیم آیا در حال حاضر میشه با حقوق ۱۴۰۰ زندگی کرد با ۲ فرزند با اجاره خونه و هزینه خوراک و پوشاک؟؟؟
    آقای وزیر آیا میتونی با ۱۴۰۰ یه هفته زندگی کنی ؟؟؟ یک ماه پیش کش

  7. شرکتي فقير می گوید

    سلام.سردبیر عزیز طبقه بندی.طبقه بندی….پس چی شد.اگر با خدای خود معامله میکردیم الان به طبقات بالا میرسیم ولی با خلق خدا هیچ… واقعن هیچ…وای بر ما…………….

  8. ناشناس می گوید

    سردبیر عزیز چرا خوشحال نیستی
    چیزی شده
    خبرهایی که میزاری مثل سابق نیست
    ما ها دیگه با هم یجورایی خانواده شدیم… جلوی فعالیت هات رو گرفتن یا اینکه مشکلی واسه طبقه بندی و … پیش اومده..
    مثل سابق باش پر شور با خبرهای جنجالی

  9. ناشناس می گوید

    عهههههه
    سردبیر رو دیدیم بالاخره
    خدا حفظتون کنه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.