مخابرات ما
خبرگزبری مخابرات ما

سردبیر و مفهومی بنام استراحت مطلق.

مخابرات ما (سردبیر) – سلام می کنم خدمت شما دوستان گرامی. در مطلب دو سه روز پیش با عنوان (سردبیر سلام می کند) سعی کردم بدون اینکه کسی را نگران کنم یک خبر پزشکی را به اطلاع شما برسانم.

همین ابتدا بگویم این خبر در مورد خود سردبیر است.نه در مورد طبقه بندی است و نه در مورد رفاهیات و پاداش بازنشستگی.لطفا از این فضاها بیرون بیایید.

بله در مطلب آن روز ، تقریبا از خود خبر هیچ نگفتم ولی مشخص بود که توقف سفر و برگشت فوری من به منزل بی دلیل نبوده است.

وقتی این روزها احساس می کنم انتظارات از سردبیر، انتظار از مردی است که دو هفته در سفر بوده است،  لازم دیدم بیش از این موضوع را پنهان نکنم.

دو سه روز از سفر گذشته بود که مجبور شدیم به پزشک مراجعه کنیم. در شهر نور، مرکز واقعا مجهزی داشتند که همه کارها را می توانست انجام دهد. پس از یک سری کارهای پلازم ،  پزشک به پسرم گفت : همین الآن برو  یک فقزه ویلچر بیار و تا رساندن پدرت به بیمارستان نگذار از روی آن تکان بخورد!

داستان از همینجا شروع شد.

لازم بود در بیمارستان بستری و …. ! اما ما مسافر بودیم و مشکلات یک مسافر با بیماری جور در نمی آمد.اصرار از من برای برگشت به شهر خودم و انکار از دکتر …..

آخرش دکتر کوتاه آمد! دارو داد! و قول گرفت بدون حرکت، درازکش، تا رسیدن به مقصد البته فقط با اتومبیل!

… اینجا هم پزشکان وقتی نتایج را دیدند ترجیح دادند حالا که دارو مصرف کرده ایم بمدت دو هفته همین استراحت مطلب ادامه پیدا کند آنگاه اگر نتیجه نداد …..

بگذریم این داستان ها دیگر در زندگی همه ما تکراری شده است.

فقط وقتی این همه ذوق و شوق شما را برای رسیدن به خبرهای تاره می بینم، در حالی که وضعیت من نامناسب است ، مجبور شدم بخشی بسیار کوچکی از وضعیت خودم را برای شما توضیح بدهم.

باز هم اطمینان دارم  فقط دعاهای دیگران موثر بوده وگرنه …. (دکتر گفت: شانس آورده ای ….!)

من سعی خودم را می کنم شما بی خبر نمانید. شما نیز این هفته را صبور باشید.

ضمن اینکه بدانید اگر در مورد چیزی حرفی نمی زنم یعنی کاری نشده و من نمی توانم حرفی بزنم. طبقه بندی نیز شامل این جمله من است.

فعلا با هم تا می کنیم تا ببینیم شرایط چه می شود.اگر عمری باقی بود و خدای بزرگ صلاحش بر خدمت بود، ادامه خواهیم بود! وگرنه رضا برضاک و تسلیما علی قضاک.

 

سردبیر- 

یکشنبه ۱۴ مهر-

ساعت ۱۳:۴۲

ممکن است شما دوست داشته باشید
50 نظرات
  1. همکار شرکتی می گوید

    به امید شفای عاجل جهت سردبیر گرامی… و اعلام خبرهای خوش از طرف ایشان

  2. آشفته حال می گوید

    سلام
    مطمئنم که مریضید.
    ولی مطمئن نیستم که مریض باشید.
    اللهم اشف کل مریض
    در دنیایی که ما زندگی میکنیم خیلی ها مریضند.
    خیلی از مریضی ها بهانه است برای عزیز شدن.
    مریضی در نور مریضی نیست بلکه مریضی در ظلمت بد است.
    استراحت مطلق و خوابیدن بعد از مریضی خوب نیست بلکه راه افتادن و برگشتن به سوی مبدا خوب است. مخصوصا که مبدا شروعی جدید را انتظار میکشد.
    هر شروع مجددی تکامل نیست بلکه شروعی تکامل است که همراه با صحت باشد.
    برای شما آرزوی صحت و سلامتی میکنم که سلامتی شما برای مخابرات مفید است.
    البته مخابرات ما و نه مخابرات غریبه ها.
    غریبه ها صاحب مخابرات نشدند تا اینکه از آشنای مریضی سواستفاده کردند.
    اللهم اشف کل مریض بحق غریب خراسان

  3. ناشناس می گوید

    با درود
    آرزومندیم هر چه زودتر بهبودی کامل را بدست آورده و همواره شاد و تندرست و پایدار باشید.

  4. سوشیانس می گوید

    برادر عزیز و بزرگوارمان
    از خداوند منان برایتان شفای عاجل مسئلت نموده و از درگاهش می خواهم که صد سال به خوشی و خرمی در کنار خانواده محترم زنده باشین
    دعا گوی وجود نازنینتان هستیم

  5. مصطفی می گوید

    خدا شفاتون بده
    سر دبیر دوست داشتنی مخابرات ما

  6. مینا می گوید

    سر دبیر عزیز سلام
    امیدوارم هر چی زودتر سلامتی تون رو به دست بیارید
    آرزوی همه ما سلامتی شماست
    می گم زمین و زمان دست به دست هم دادن طبقه بندی اجرا نشه
    آخه خدای مهربون چرا سر دبیر عزیز رو که پیگیر کار بچه های زحمت کش شرکتی هست رو مریض کردی خدایا خودت بهش سلامتی ش رو برگردون

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بارگزاری فایل: